چهارشنبه, 30 اسفند 1391 20:00

در بهار امید

نوشته شده توسط

در بهار اميد بايد آنچه روييد
از دريچه دل ديده چيد و بوييد
در کنار گلزار از شراب گلنار
يک دو جامي و چند بوسه از لب يار
گو فلک نباشي آسمان بپاشي

چهارشنبه, 30 اسفند 1391 19:39

اندک اندک جمع مستان می‌رسند

نوشته شده توسط

اندک اندک جمع مستان می‌رسند
اندک اندک می‌پرستان می‌رسند
دلنوازان نازنازان در ره‌اند
گلعذاران از گلستان می‌رسند

دوشنبه, 28 اسفند 1391 10:12

تصنیف ای کبوتر

نوشته شده توسط
ای کبوتر از آشیان کرانه کردی
 
بی سبب چرا ترک آشیانه کردی
 
یادی از رفیقان آشنا نکردی
 
زین مکان که با عاشقان پریدی
دوشنبه, 28 اسفند 1391 10:11

تصنیف ای پادشه خوبان

نوشته شده توسط

ای پادشه خوبان

داد از غم تنهایی

دل بی تو به جان آمد

وقت است و که باز آیی)3

دوشنبه, 28 اسفند 1391 10:09

بهار دلکش

نوشته شده توسط

بهار دلکش رسید و دل بجا نباشد

از اینکه دلبر دمی بفکر ما نباشد

در این بهار ای صنم بیا و آشتی کن

که جنگ و کین با من حزین روا نباشد

دوشنبه, 28 اسفند 1391 10:07

دل هوس سبزه و صحرا ندارد

نوشته شده توسط
دل هوس)2 سبزه و صحرا ندارد ندارد ندارد
 
میل به گل گشت و تماشا ندارد ندارد ندارد
 
دل سر همراهی با ما ندارد ندارد
 
خون شود این دل که شکیبا ندارد ندارد)2
دوشنبه, 28 اسفند 1391 10:03

دل بردی از من به یغما

نوشته شده توسط
(دل بردی از من به یغما)2
(ای ترک غارتگر من )2
 
(دیدی چه آوردی ای دوست )2
 
(از دست دل بر سر من )2
دوشنبه, 28 اسفند 1391 09:53

ز دست دیده و دل هر دو فریاد (تصنیف گیلکی)

نوشته شده توسط

ز دست دیده و دل هر دو فریاد

گیله دختر جان

که هر چه دیده بیند دل کند یاد

گیله دختر جان

 

دوشنبه, 28 اسفند 1391 09:51

سرو خجل

نوشته شده توسط

ای که پیش قامتت

سرو چمان خجل شده

خدا آخدا، یار

سوسن و گل به پیش تو

دوشنبه, 28 اسفند 1391 09:48

ما در خلوت به روی غیر و ببستیم

نوشته شده توسط
ما در خلوت به روی
 
ما در خلوت به روی غیر و ببستیم)2
 
از همه باز آمدیم و با تو نشستیم)2
 
هر چه نه پیوند یار)2
 
رو بود و بریدیم
دوشنبه, 28 اسفند 1391 09:45

از خون جوانان وطن

نوشته شده توسط
هنگام می و فصل گل و گشتِ
 
( جانم ! گشتِ ، خدا!) گشت و چمن و شد
 
در باغ بهاری ، تهی از زاغ و
جمعه, 01 فروردين 773 20:34

خواهند و مرا

نوشته شده توسط

خواهند و مرا از تو جدا دشمن و هم دوست

به به که چه شاه است و چه ماه است و چه نیکو

دل رفته ز کویت

آشفته چو مویت

ای یار جفا کرده و پیوند و بریده

این بود و وفا داری و عهد تو به دیده)2

دوشنبه, 28 اسفند 1391 09:36

داروگ

نوشته شده توسط
 
خشک آمد کشتگاه من
 
 در جوار کشت همسایه
 
 گرچه میگویند میگریند روی ساحل نزدیک
 
 سوگواران در میان سوگواران
دوشنبه, 28 اسفند 1391 09:33

شانه بر زلف پریشان

نوشته شده توسط
 
شانه بر زلف پریشان زده ای به به به
 
دست و بر منظرۀ جان زده ای به به به
 
آفتاب از چه طرف سر زده امروز که سر
 
بمن بی سرو سامان زده ای به به به
جمعه, 01 فروردين 773 20:34

گریه را به مستی بهانه کردم

نوشته شده توسط
گریه را به مستی بهانه کردم
 
شکوه هـا زدســت ، زمـانه کردم
 
آستین چو از دیـده بر گرفــتم
 
سیل خون به دامان ، روانه کردم
دوشنبه, 28 اسفند 1391 09:29

گریه کن که گر

نوشته شده توسط
گریه کن که گر)2 سیل خون گری ثمر ندارد
 
ناله ای که نا)2 ید ز نای دل اثر ندارد
 
هر کسی که نیست اهل دل ز دل خبر ندارد
 
دل ز دست غم مفر ندارد
دوشنبه, 28 اسفند 1391 09:26

تصنیف دولت عشق (مزن بر دل)

نوشته شده توسط
مزن بر دل، مزن بر دل ز نوک غمزه تيرم
 
که پيش چشم بيمارت بميرم ، بميرم
 
قدح پر کن، قدح پر کن، که من در دولت عشق
 
جوان بخت جهانم گر چه پيرم گر چه پيرم 
دوشنبه, 28 اسفند 1391 09:22

آنکه هلاک من

نوشته شده توسط

(آنکه هلاک مــــن همی)2        خواهـــد مـــن سلامتش

هــــر چــه کند به شاهدی          کـــــس نکـــند ملامتش

  خدا کس نکند ملامتش    

سوز و نبین ز حد  به کس         بـاغ تفرج است و بـــس

جز بـه نظر نمـــیـــرســـد          ســــیـب درخــت قامتش

 

دوشنبه, 28 اسفند 1391 09:02

تصنیف بار فراق دوستان

نوشته شده توسط

بار فراق دوستان) 2بس که نشسته بر دلم

بار فراق دوستان بس که نشسته بر دلم

می روم و نمیرود ناقه به زیر محملم)2

ای که مهار و میکشی

صبر کن سبک کرو

وز طرفی تو میکشی

وز طرفی سلاسلم

دوشنبه, 28 اسفند 1391 08:57

بنشین به یادم شبی (به یاد عارف)

نوشته شده توسط

بنـشین به یادم شـــبــــی

 تر کن از ایـن می  لبــی

 که یاد یاران خوش است

 یاد آور ایـــــن خسـته را

صفحه2 از4