( جانم ! زاغ و خدا!) زاغ و زغن شد
از ابر کرم خطه ری رشک ختنم شد
دل تنگ چون من مرغ ) جانم!)
مرغ ِ قفس بهر وطن شد
چه کج رفتاری ای چرخ
چه بد کرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ
نه دین داری نه آیین
( نه آیین داری) ای چرخ
از خون جوانان وطن ، لاله
( جانم ! لاله، خدا !) لاله دمیده
وز ماتم سرو قدشان سروُ
( جانم ! سروُ ، خدا ! ) سروُ خمیده
در سایه گل بلبل از این قصه خزیده
گل نیز(و) چون من در غم جانم!)
در غمشان جامه دریده
از اشک (و) همه ، روی زمین زیر و
( جانم ! زیر و ، خدا ! زیر و ) زبر کن
مشتی گرت خاک وطن هست و
( جانم ! هستو خدا! ) هست و به سر کن
غیرت کن و اندیشه ایام بتر کن
واندر جلو تیر عدو ( جانم! ) عدو سینه سپر کن
شعرو آهنگ : عارف قزوینی (تصنیف هفتم عارف)
این اثر را عارف به یاد شهیدان مشروطه تصنیف کرده است...دستگاه:آواز دشتی و آواز ابوعطا(در دستگاه شور)...خوانندگان:عبدالله خان دوامی، محمدرضا شجریان، الهه، پریسا ، سیما مافیها، محمدرضا هدایتی، پرویز پرستویی،علیرضا قربانی،محمود کریمی

دیدگاهها