ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
محصول دعا در ره جانانه نهادیم
در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش
این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم
تکرار:
(
ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
محصول دعا در ره جانانه نهادیم
در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش
این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم
)
چون میرود این کشتی سرگشته که آخر
تکرار:
(چون میرود این کشتی سرگشته که آخر)
جان در سر آن گوهر یک دانه نهادیم
در دل ندهم ره پس از این مهر بتان را
مُهرِ لب او بر در این خانه نهادیم
ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
محصول دعا در ره جانانه نهادیم
شعر: حافظ
تصنیف: شهرام ناظری
آواز: بیات ترک
تصنیف
اصل شعر:
ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
محصول دعا در ره جانانه نهادیم
در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش
این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم
سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد
تا روی در این منزل ویرانه نهادیم
در دل ندهم ره پس از این مهر بتان را
مهر لب او بر در این خانه نهادیم
در خرقه از این بیش منافق نتوان بود
بنیاد از این شیوه رندانه نهادیم
چون میرود این کشتی سرگشته که آخر
جان در سر آن گوهر یک دانه نهادیم
المنه لله که چو ما بیدل و دین بود
آن را که لقب عاقل و فرزانه نهادیم
قانع به خیالی ز تو بودیم چو حافظ
یا رب چه گداهمت و بیگانه نهادیم
تصنیف "ما درس سحر بر سر میخانه نهادیم" اثر استاد ذولفنون و با صدای شهرام ناظری که در اینجا فقط با سنتور اجرا شده .
قطعه با مقدمه بسیار کوتاه شروع میشود چون این قطعه بیشتر برای سه تار ساخته شده تا سنتور و بعد از مقدمه کوتاه سریع شعر شروع میشود و سر آخر کمی بداهه نوازی و ضربی بیات ترک با تغییر اثر حبیب سماعی نواخته میشود.
دیدگاهها
نت این تصنیف رو بزارید لطفا