آواز بیات ترک (13)
ای یوسف خوش نام ما خوش میروی بر بام ما
ای درشکسته جام ما ای بردریده دام ما
ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما
جوشی بنه در شور ما تا می شود انگور ما
ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
محصول دعا در ره جانانه نهادیم
در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش
این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم
( اندک اندک ، جمع مستان می رسند) گروهی ، دو بار
اندک اندک ، اندک اندک جمع مستان می رسند
اندک اندک ،اندک اندک می پرستان می رسند
(آنکه هلاک مــــن همی)2 خواهـــد مـــن سلامتش
هــــر چــه کند به شاهدی کـــــس نکـــند ملامتش
خدا کس نکند ملامتش
سوز و نبین ز حد به کس بـاغ تفرج است و بـــس
جز بـه نظر نمـــیـــرســـد ســــیـب درخــت قامتش
بار فراق دوستان) 2بس که نشسته بر دلم
بار فراق دوستان بس که نشسته بر دلم
می روم و نمیرود ناقه به زیر محملم)2
ای که مهار و میکشی
صبر کن سبک کرو
(وز طرفی تو میکشی
وز طرفی سلاسلم) تکرار
از نگاه یاران به یاران ندا میرسد
از نگاه یاران به یاران ندا میرسد
دورة رهایی رهایی فرا میرسد
دورة رهایی رهایی فرا میرسد
رحم ای خدای دادگر کردی نکردی
ابقا به اعقاب قجر کردی نکردی
از این سپس میدان شاهان جهان را
گر از حلب تا کاشغر کردی نکردی
(ناگهان پرده بر انداخته ای یعنی چه؟)2
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه؟
(زلف در دست صبا)2 گوش به فرمان رقیب
این همه با همه در ساخته ای یعنی چه ؟
