چاپ کردن این صفحه

تصنیف پر بسته

نوشته شده توسط
تصنیف پر بسته

نه کسی آید به برم نه ز کس باشد خبرم
به خدا هر جا گذرم تو جلوه گری
سوی تو آزرده دلم به بلا خو کرده دلم
به غمت پرورده دلم ای اشک فریب

به خدا دلهای منی به شب من ماه منی
ز گلو جان کهنه منی هم رزم منی
تو مرا از محفل من دل من شد قاتل من
تو مجو از این دل من دیوانه تری
چون برق بلایی در خرمن مایی
به بلا چو ژیان چو بیایی
از آفت جانم دوری نتوانم
تو بگو تو بگو چه بلایی
چون برق بلایی در خرمن مایی
به بلا چو ژیان چو بیایی
از آفت جانم دوری نتوانم
تو بگو تو بگو چه بلایی
نقش رخت نرود نفسی از یادم
از چه به گوش دلت نرسد فریادم
چو برای تو جسم من است
به هوای تو جسم من است
تا کی عاشق زار بلاکش تو
بسوزد از غم عشق و از آتش تو
دردا دل به تو بستم و غافل از این
که آتشی بود این عشق سرکش تو
خونم را می ریزی
تو با رقیب من آمیزی
به من چو بخت من بگریزی
ز آه من نمی پرهیزی
ماه منی تو آرزوی دلخواه منی
اگر که عشق جانکاه منی
جدا ز من کجایی
گر نفسی به درد بی کرانم برسی
نمی دهی دل خود به کسی
از بس که بی وفایی
نه کسی آید به برم نه ز کس باشد خبرم
به خدا هر جا گذرم تو جلوه گری
سوی تو آزرده دلم به بلا خو کرده دلم
به غمت پرورده دلم ای اشک فریب
به خدا دلهای منی به شب من ماه منی
ز گلو جان کهنه منی هم رزم منی
تو مرا از محفل من دل من شد قاتل من
تو مجو از این دل من دیوانه تری
ز داده بسی باشد چون من
چه کسی باشد دلداده و دل بسته
آزاده و پر بسته


 این تصنیف ساخته ی پرویز یاحقی است که برای اولین بار با صدای بانو دلکش در آواز ابوعطا خوانده شد.

شعر این تصنیف اثر نواب صفا میباشد.

در زیر میتوانید به اجرای این تصنیف با سنتور گوش فرا دهید.. 

چاپ شده از سایت دانشنامه سنتور