عشق تو در دل نهان شد
(دل زار و تن نا توان شد)2
رفتی چو تیر و کمان شد
(از بار غم پیکر من )2
(بار غم عشق او را گردون نیارد تحمل)2
چون می تواند کشیدن این پیکر لاغر من
میسوزم از اشتیاقت در آتشم از فراغت
کانون من سینه من سودای من آذر من
( اول دلم را صفا داد ایینه ام را جلا داد)2
(آخر به باد فنا داد)2
(عشق تو خاکستر من)2
شعر: صفای اصفهانی
خواننده وآهنگساز:شجریان

دیدگاهها