شکوفا شده گل بهر تماشای من و تو
نباشد ز چه در پای گلی جای من و تو
چرا رو ننمایی چو گلهای بهاری
غمین از جه نشستی
غم از دست که داری
تو را جلوه رخسار و جمال است و جوانی
که خوش باشی و داد دل ز دنیا بستانی
تو دلکش تر و شیرین تر از آنی
که یک لحظه به تلخی گذرانی
چرا ارزش یاری نشناسی
چرا قدر محبت تو ندانی
شکوفا شده گل بهر تماشای من و تو
نباشد ز چه در پای گلی جای من و تو
چرا رو ننمایی چو گلهای بهاری
غمین از جه نشستی
غم از دست که داری
تو را جلوه رخسار و جمال است و جوانی
که خوش باشی و داد دل ز دنیا بستانی
شاعر: ابولقاسم حالت
دستگاه : ماهور و راست پنجگاه
آهنگساز: جواد لشکری

دیدگاهها