دوشنبه, 28 اسفند 1391 08:19

تصنیف باد خزانی زد ناگهانی

باد خزانی زد ناگهانی

کرد آنچه دانی

برهم زد ایام نشاط و روزگار کامرانی

ظلم خزان کرد با گلستان کرد

منتشرشده در آواز افشاری
دوشنبه, 28 اسفند 1391 08:18

دوش دوش

( دوش)3 که آن مه لقا   خوش ادا ، با صفا ، با وفا

از برم آمد و بنشت (خدا) برده دین دلم از دست

( باز)3 مرا سوی خود   می کشد، می برد، می زند

( با دو چشم )2 مست خدا ( ابرویش )پیوست

 

منتشرشده در آواز افشاری
دوشنبه, 28 اسفند 1391 08:11

دلم، دلم را بردی

دلم، دلم، دلم ، را بردی ، به که گویم یار!

غمم ،غمم ،غمم ، نخوردی ز چه جویم یار!

سرو روانم

آرام جانم

بی تو نمنانم

دردت به جانم

 

منتشرشده در آواز افشاری
جمعه, 01 فروردين 773 20:34

در خیال

آمده ام که ســـــــر نــهم عشق تو را به سر برم

ور تو بگویـــی از کـرم

(نی شکنم شکر برم)2

منتشرشده در آواز بیات ترک
دوشنبه, 28 اسفند 1391 08:06

صبح شد باز

صبح شد باز وای بر من و دل)2

طی نشد راز وای بر من و دل

آنچه او میکند خدا نکند)2

گر کند باز وای برمن و دل

 

منتشرشده در آواز افشاری
چهارشنبه, 07 دی 770 08:04

ملکا! ذکر تو گویم

 ملکــا ذکـــر تـو گـــویم که تو پاکی و خدایی

نروم جز به همـــان ره  که توام راهنمایی

همـه درگـاه تو جــویــم  همه از فضل تو پویم

همـه تـوحــید تو گویـــم که به توحید سزایی

 

منتشرشده در آواز افشاری
دوشنبه, 02 -2671 20:34

دیر مغان - شيدايي

در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی
خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی
دل که آینه صافیست غباری
از خدا می طلبم صحبت روشن رایی

منتشرشده در آواز بیات کرد
چهارشنبه, 19 -2669 20:34

ای امان از فراقت امان

ای امان از فراقت امان

مردم از اشتیاقت امان

( از که گیرم سراقت امان)2

(امان امان امان ای امان)2

منتشرشده در دستگاه شور
جمعه, 01 فروردين 773 20:34

اشک مهتاب

به من گفتي که دل دريا کن اي دوست

همه دريا از آن ما کن اي دوست

دلم دريا شد و دادم به دستت

(مکش دريا به خون پروا کن اي دوست)2

کنار چشمه اي بوديم در خواب

منتشرشده در دستگاه شور
چهارشنبه, 19 -2669 20:34

نازار دلـــی

نازار دلـــی را که تـــو جانــش باشی

معـــشوقـــه پـــیـدا و نهانــش باشــــی

(زان میــتــرسم کــه از دل آزاری تــــو)2

(دل خون شود و تو در میانش باشی)2

 

منتشرشده در دستگاه شور
صفحه6 از7