جمعه, 09 فروردين 1392 15:08

تصنیف پنجم عارف قزوینی (افتخار آفاق)

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

افتخار همه آفاقی تو منظور منی ، تو منظور منی

 شمع جمع همه عشاقُ به هر انجمنی ، به هرانجمنی

  به سر زلف پریشان تو دلهای پریش

همه خو کرده ، چو عارف به پریشان سخنی ، پریشان سخنی

زچو رو ، شیشه دل می شکنی

تیشه بر ریشه جان از چه زنی

ســـیــم انـــدام ولی ســنــگ دلـــی

ســســت پـیـمانی و پیمانی و پیمان شکنی ،

تو پیمان شکنی

اگر درد من به درمان رسد چه می شه ؟

شب هجر اگر به پایان رسد چه می شه؟

اگر بار به منزل رسد چه گردد؟

سر من اگر به سامان رسد چه می شه

زغمت خــون مـــی گـــریـم

بــنـــگر چـــون مـــی گریم

زمــژه  دل  مـــــی ریــــزد

از جـگر خـون مـی آید

(افتخار دل و جان می آید       (یار بی پرده عیان می آید)2

 

تصنیف پنجم عارف در سه گاه در مسافرت طوالش بخاطر دلباختگی به افتخارالسلطنه

دستگاه : سه گاه

ویدئو و موسیقی

اجرای تصنیف افتخار آفاق با سنتور سهراب عابدینی
خواندن 4042 دفعه آخرین ویرایش در یکشنبه, 14 مرداد 1397 03:48

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید