بنابراین نسبت دادن ساخت آن به فارابی شاید درست نباشد. زیرا دوران آشوریان و بابلیان بسیار قدیمی تر از این دانشمند ایرانی است. هرچند احتمال این شاید برود که این دانشمند این ساز را تغیر داده و بهبود بخشیده. زیرا به هر حال سازهایی که دست نوازندگان در سنگ نوشته های زیر هست متفاوت با سنتور امروزی است. ساز سنتور در بین عیلامی ها رواج داشته . ایلامی ها دو نوع ساز را بسیار مینواختند که یکی فلوت بوده و دیگر چنگ (هارپ) و ساز دیگری که شبیه سنتور بوده. ایلامی ها قومی بودند که در حدود 2500 سال قبل از میلاد عیسی مسیح زندگی میکردند. در واقع آنها را بنیان گذاران فرهنگ خاورمیانه میدانند. (منبع: رضا ریاضی) همچنین ارتباط عیلامی ها با سنتور در سنگ نگاره های عیلامی ایذه مشاهده شده است ( منبع: هرمز فرهت، تارخچه ی موسیقی سنتی ایران و سنتور) (منبع دوم: وبسایت studykraken)
همچنین برخی از منابع عربی هستند که استفاده از ساز سنتور را در زمان ساسانیان بین سال های 226 تا 641 بعد میلاد عیسی مسیح ذکر کرده اند. این ساز توسط اسپانیایی های مسلمان قرن 11 محبوب شد . در قرن 14 نیز عبن خلدون این ساز را بین کشورهای عرب محبوب کرد (به خصوص عراق). در قرن 16 مصری ها بین ساز قانون و سنتور خط مشخصی کشیدند و آن ها را متفاوت اعلام کردند ( وبسایت موسیقی آکسفورد)
ابوالحسن علی بن حسین مسعودی (متوفی به سال ۳۴۶ ه.ق) مورخ مشهور و نویسنده كتاب مروج الذهب در شرح اوضاع موسیقی زمان ساسانیان، هنگام نام بردن از سازهای متداول موسیقی آن زمان، واژه سنتور را با املای سنطور ذكر می كند. در دیگر متون تاریخی از جمله اشعار منوچهری شاعر قرن پنجم، نامی از سنتور به میان آمده است. (برگرفته از سایت فارابی با آدرس farabisoft.com)

نقش سنگی نشان دهنده سازی مانند سنتور است که با دو مضراب نواخته میشود، این نقش در آثار تاریخی بابل (بابیلون) پیدا شده است و مربوط به (991-1600 قبل از تولد عیسی مسیح) و در نئو-آشور (612-911)
تصویر بازسازی شده از نقش سنگی بالا که البته ساز واضحاً تغیر داده شده و متفاوت با اصل سنگ نوشته است.
نام این ساز بارها در کتب قدیمی و اشعار قدما تکرار شده است. به درستی معلوم نیست سنتور ابتدا در کدام کشور مورد استفاده بوده است، ولی مطمئنا ایرانیها قبل از ظهور اسلام با این ساز آشنا بودند و آن را «کونار» می نامیدند. واژۀ سنتور را مشتق از زبان آرامی دانستهاند. سنتور در متون فارسی، عربی و ترکی با «صاد» و «طا» نیز نوشته شده است؛ در برخی از متون هم بهصورت صانطور آمده است (نک : وجدانی، فرهنگ موسیقی ... ، ۴۱۶). نام این ساز در عربی السنطور است (محفوظ، ۳۶). گفتهاند که چون شکل ظاهری سنتور برگرفته از کشتی و تور ماهیگیری، و صدای آن مشابه صدای برخورد امواج به صخرهها ست، به این نام شهرت یافته است. نام دیگر آن را شاهانتور نیز گفتهاند (نصیریفر، مردان ... ، ۲ / ۴۰۰). (البته نگارنده نه شباهتی بین کشتی و سنتور در شکل و نه شباهتی بین صدای برخورد امواج با صخره و صدای بلورین سنتور میبینید)
نوشته های بالا برگرفته از دایره المعارف بزرگ اسلامیست. ولی به نظر نویسنده ریشه شناسی لغوی واژه سنتور فقط به جدا کردن واژه سن و تور نباید ختم شود. زیرا لغات و معانی در طول تاریخ تغیر پیدا کرده و متفاوت بیان میشوند. اگر به تمام سازهای ایران و دنیا نگاه کنیم، واژه تار در تمام آنها مشخصاً اشاره به سیم و تار سیم دارد. ماننده سه تار، مانند ساز تار، ساز هندی سی تار، ساز غربی گیتار و دیگر سازهای مشابه. پس احتمال این بیشتر میرود که در سن تور ، تور همان تار باشد و در گذر زمان تغیر پیدا کرده است.
از آنجایی که در زمان های قدیم فرهنگ ها و تمدن ها حول بین النهرین شکل گرفته اند و آرامائیک یکی از قدیمی ترین زبان های این منطقه بوده. پس ریشه ی آرامی این لغت بسیار محتمل میشود.
نکته ی دیگه ای که در مورد نام ساز سنتور باید بدانید معنی انگلیسی آن است. در غرب این ساز را dulcimer ترجمه میکنند و یا zither که بیشتر در اروپا و شرق رایج است. سنتورهای چینی و ژاپنی عموماً زیتر یا سیتر خوانده میشوند . و این واژه بسیار نزدیک به سنتور است. سی = سن و تر = تار. این نکته را هم باید در نظر گرفت که سنتور در هند به همین نام سنتور یا سنتورا شناخته میشود که آن را به نام ساز صد تار میشناسند و خود هندی ها معتقدند که سنتور از ایران به کشمیر و هندوستان برده شده است. (پایان نامه دکتر کتل ول در مورد سنتور هندی، سال 1976) پس بنابراین میتوان فهمید برای واژه سن معادل صد درنظر گرفته میشود که بسیار به ریشه واژه سانت یا همان سن یا سان که به معنای صد است میرسد.
به نظر نگارنده میتوان واژه ی سنتور را سن + تار یا همان صد تار یا صد سیم ترجمه کرد.
بعد از اسلام نیز عبدالقادر مراغه ای «ساز» یاتوقان (به ترکی یعنی به پهلو خوابیده) را معرفی کرد که شبیه سنتور امروزی بود با این تفاوت که برای هر صدا فقط یک سیم می بستند و با جابه جایی خرکها آن را کوک می کردند. با توجه به آنچه منوچهری دامغانی (ص ۱) در سدۀ ۵ ق دربارۀ این ساز (یاتوقان) آورده، به نظر میرسد که نواختن آن، در شرق ایران و در دربار غزنویان رایج بوده است (دورینگ، ۸۴-۸۵) . لازم به ذکر است که ساز یاتوقان حتی در دربار مغول نیز محبوبیت داشته و استفاده میشود (مرجع : Türkische und mongolische Elemente I, pp. 546–550)
در سایت دانشنامه سنتور شما را دعوت میکنیم به برای اولین بار در تاریخ ایران به ساز یاتوقان نگاه کنید:


ساز یاتوقان مربوط به سرزمین باشکیران
سازی که مشاهده میکنید به یاتوگان یا یاتوقان معروف است و در سرزمین باشکیران نواخته میشود. نام سرزمین باشکیران یا باشکیر از نام روسی جمهوری باشقیرستان در جنوب رشتهکوه اورال در کشور روسیه گرفته شده است که در سال 1934 از باشقیرستان به باشکیران تغیر پیدا کرد. به روسی این ساز Ятаған نوشته میشود. این ساز بسیار با تفاصیری که مراغه ای شرح داده هماهنگی دارد و در گذشته به باکشیران (روسیه کنونی) و دربار مغول راه پیدا کرده است. این ساز 7 سیم تکی دارد که هر کدام بر روی یک خرک سوار هستند و از کنار به صفحه ی سنتور بسته شده اند. (مانند سنتور) ساز یاتوقان بکشیران 102 سانتی متر طول و 14 سانتی متر عرض دارد. این ساز بیشتر شبیه قانون نواخته میشود و نه مانند سنتور. حالا اینکه این ساز درست همان یاتوقان ذکر شده توسط مراغه ای هست یا خیر معلوم نیست. تنها میتوان به چند خطی که مراغه ای توضیح داده و عکس کنونی این ساز و مرجع دیگری که در بالا ذکر شد بسنده کرد.)

بریده ای از تصویر بزرگ تر و اشاره به زن سنتورنواز در عمارت هشت بهشت اصفهان به تاریخ 1669 ( این سنتور 8 دسته سیم دوتایی دارد و با مضراب های بسیار بلند نواخته میشود و همچنین به دلیل مشبک بودن صفحه ی رویی گلی جداگانه روی آن تعبیه نشده است. همچنین خرکی در این سنتور دیده نمیشود.)
برخی از انواع سنتور در کشورهای دیگر نظیر عراق، چین، هند، مصر، ترکیه و جمهوری چک، مجارستان و آلمان و آمریکا نیز با تفاوت هایی مورد استفاده قرار می گیرد. همچنین این ساز را در کشور چین «یان-کین»، در اروپای شرقی «دالسی مر»، در انگلستان «باترفلای»، در آلمان و اتریش «مک پر»، در هند «سنتور»، در کامبوج «فی» و در امریکا «زیتر و دالسی مر» می نامند که دارای وجه تشابهات و تمایزاتی با یکدیگر می باشند. علاوه بر این، ساز سنتور در بعضی نواحی ارمنستان و گرجستان نیز رایج است.
برطبق دست نوشته های قدیمی، سنتور در سلسله امپراتوری مین (سالهای 1368 تا 1644 هـ. م) به دنبال رفت و آمدهای روزافزون بین چین و خاورمیانه، از فارس و از طریق دریا به چین منتقل شده که ابتدا در استان ساحلی کانتون رواج یافته و سپس به تدریج در سراسر چین تعمیم یافته است. امروزه یان-کین یا همان سنتور چینی به عنوان ساز ملی چین شناخته می شود.
در روایت دیگری که از تمام تئوری های بالا قوی تر هست ( به دلیل مستنداتی که در ادامه ذکر میشه و همچنین به خاطر ریشه ی آرامی لغت سنتور) آمده است که رئوف یكتا بیگ از علمای بزرگ موسیقی تركیه در دایره المعارف لاوینیاك چاپ 1922 می نویسد: سنتور در اصل از آلات موسیقی قدیم یهود است. در دایره المعارف موسیقی لاروس آمده كه سنتور از جمله سازهایی است كه اقوام یهود بی اندازه به آن علاقمند بوده اند و به احتمال قوی ساز قانون قدیمی تر از سنتور است. و باید به این نکته توجه داشت که زبان عبری یا یهودی از زبان آرامی مشتق شده است. سنتور قبل از آغاز دوره قرون وسطی به اروپا راه یافته و مورد قبول عامه واقع شده است و چون موسیقی و هنر از اوایل پیدایش مذهب مسیح در استخدام آن مذهب درآمد، هنرمندان اروپا به تكامل آن كوشیدند تا بالاخره ساز مطلوبی از سنتور به وجود آمد كه امروز آن را در غرب به عنوان سلطان سازها، یعنی پیانو، می شناسند.
اگر درک ایجاد شدن پیانو از سنتور برای شما سخت است شما را دعوت به نگاه کردن به عکس زیر میکنیم که ساز سیمبالوم (Cimbalom) را نشان میدهد:

ساز سیمبالوم و نوازنده ی سیمبالوم (مجارستان)
همانطور که مشاهده میکنید این ساز در واقع مدل بزرگتر شده ی سنتور است که به صورت میز درآورده شده و با مضراب نمد دار نواخته میشود. همچنین خرک های بسیاری جهت وسعت دهی به انواع صدا و نت دارد. در واقع یک قدم قبل از تبدیل این ساز به پیانو است. ساز سیمبالوم در اروپای میانه و رومی رواج پیدا کرده . که اگر به تاریخ امپراطوری رم نگاه کنیم درست پس از فتح سرزمین های ایران، و خاور میانه و اسرائیل و یونان و اروپا قرار دارد. پس بسیار طبیعی است که سازی که در آن منطقه معروف و محبوب بوده گرفته و تغیر بدهند. سیمبالوم مدرن اما در بوداپست در کشور رومانی شهرت دارد و در آهنگ های موسیقیدانانی چون فرانتس لیست و ایگور استراوینسکی استفاده شده است.
یکی از قدیمی ترین مستنداتی که در مورد سنتور وجود دارد مربوط به کتاب خمسه ی نظامی گنجوی است که مربوط قرن 15 میلادی است و در آن از تصاویری استفاده شده که زنان حرم سرا، در دربار برای پادشاه بهرام گور به نواختن لوت ، چنگ و سنتور مشغول هستند (گیفورد ، 2001 ، ص 47) این تصویر و تصویری که در چهل ستون نقش بسته و در بالا آورده شد، این نکته را روشن میکند در قدیم زنان درباری مسئول نواختن ساز بودند و یا نوازندگان زن بسیار بوده اند.
یکی از قدیمترین عکس های سنتوری که نگارنده توانسته پیدا کند مربوط به سنتوری است که در دربار اوتامان ترکیه در دربار نواخته میشده است و در زیر شاهد آن هستید:

این سنتور متعلق به اواخر قرن 19 میلادیست . و در ترکیه پیدا شده است و هم اکنون متعلق به مجموعه ادوات موسیقی کراسبی براون است. جنس آن از چوب است. سه گل دارد. آچار کوک هم همراه آن است. سنتور نه خرک است و خرک ها به صورت دیگری چیده شده است (احتمال به هم ریختن ترتیب آن در مرور زمان بالاست). ابعاد این سنتور 81.3 سانتی متر در 29.2 سانتی متر است.
در زیر یک تصویر دیگری از زن سنتورنواز مربوط به دوران قاجار رو مشاهده میکنید. نکته ای که در این تصویر دیده میشود 12 خرک بودن و 3 دسته ی چهار تایی خرک هاست. و همانطور که در کتاب فرهنگ جامع آمده ، در گذشته ای نه چندان دور و در زمان قاجار نواختن سنتور 12 خرک مرسوم بوده است. (وجدانی، فرهنگ جامع ... ، ۱ / ۵۹۹). نکته ی دیگر تک گل بودن این سنتور است و مضراب هایی بسیار ساده و بدون نمد (احتمالاً). هر خرک هم 4 سیم روی آن سوار شده است.

تصویر زن سنتور نواز اثر احمد مربوط به دوره قاجار
ممنون از خواندن این متن
لطفا دوباره به این صفحه سر بزنید زیرا هر چند وقت با مطالب جدید آپدیت خواهد شد.
سهراب
Natanzī’s description of a feast speaks about two instruments of supposed Mongol origin, yatughan and shidirgu that were used to accompany singers specialised in singing Mongol tunes (yaruchiyān-i ayālghu-pardāz). Natanzī, Muntakhab, p. 295.

دیدگاهها