دوشنبه, 28 اسفند 1391 09:33

شانه بر زلف پریشان

 
شانه بر زلف پریشان زده ای به به به
 
دست و بر منظرۀ جان زده ای به به به
 
آفتاب از چه طرف سر زده امروز که سر
 
بمن بی سرو سامان زده ای به به به
منتشرشده در آواز دشتی
جمعه, 01 فروردين 773 20:34

گریه را به مستی بهانه کردم

گریه را به مستی بهانه کردم
 
شکوه هـا زدســت ، زمـانه کردم
 
آستین چو از دیـده بر گرفــتم
 
سیل خون به دامان ، روانه کردم
منتشرشده در آواز دشتی
دوشنبه, 28 اسفند 1391 08:53

از نگاه یاران

از نگاه یاران به یاران ندا می‌رسد
از نگاه یاران به یاران ندا می‌رسد

دورة رهایی رهایی فرا می‌رسد
دورة رهایی رهایی فرا می‌رسد

منتشرشده در آواز بیات ترک
دوشنبه, 28 اسفند 1391 08:51

دیشب غم دل

دیشب غم دل به دل بگفتم به نهان)2

 چون صبح و دمید و دیگری هم می گفت)2

  من بودم و دل سر مرا فاش بکرد)2

 دیگر غم دل به دل نمی باید گفت)2

منتشرشده در آواز بیات کرد
دوشنبه, 28 اسفند 1391 08:50

رحم ای خدای دادگر

رحم ای خدای دادگر کردی نکردی

ابقا به اعقاب قجر کردی نکردی

از این سپس میدان شاهان جهان را

گر از حلب تا کاشغر کردی نکردی

 

منتشرشده در آواز بیات ترک

(ناگهان پرده بر انداخته ای یعنی چه؟)2

مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه؟

(زلف در دست صبا)2 گوش به فرمان رقیب

این همه با همه در ساخته ای یعنی چه ؟

منتشرشده در آواز بیات ترک
دوشنبه, 28 اسفند 1391 08:20

تصنیف باد خزان

باد خزان وزان شد

چهره گل نهان شد

طلایه لشکر خزان

از دو طرف عیان شد

منتشرشده در آواز افشاری
دوشنبه, 28 اسفند 1391 08:19

تصنیف باد خزانی زد ناگهانی

باد خزانی زد ناگهانی

کرد آنچه دانی

برهم زد ایام نشاط و روزگار کامرانی

ظلم خزان کرد با گلستان کرد

منتشرشده در آواز افشاری
دوشنبه, 28 اسفند 1391 08:18

دوش دوش

( دوش)3 که آن مه لقا   خوش ادا ، با صفا ، با وفا

از برم آمد و بنشت (خدا) برده دین دلم از دست

( باز)3 مرا سوی خود   می کشد، می برد، می زند

( با دو چشم )2 مست خدا ( ابرویش )پیوست

 

منتشرشده در آواز افشاری
چهارشنبه, 07 دی 770 08:04

ملکا! ذکر تو گویم

 ملکــا ذکـــر تـو گـــویم که تو پاکی و خدایی

نروم جز به همـــان ره  که توام راهنمایی

همـه درگـاه تو جــویــم  همه از فضل تو پویم

همـه تـوحــید تو گویـــم که به توحید سزایی

 

منتشرشده در آواز افشاری
صفحه2 از3