• تصنیف ها

تصنیف ها (174)

تصنیف های ایرانی زیبایی موسیقی ایرانی  را دو چندان میکند و سلیقه ایرانی را در هنر موسیقی شیواتر بیان میکند. هنرجوی سنتور پس از آموزه های ابتدایی و پایه ای لازم است بر نواختن این تصانیف نیز تمرین کند.

لازم بذکر است که اشعار این تصانیف در این وبسایت بصورتی که دقیقاً خواننده بیان کرده است نوشته شده است و تنها شعر آنها منتشر نشده بلکه طریقه ی تکرار و خواندن نیز بیان شده است .

با نظرات خود از این بخش حمایت کنید. با تشکر

جمعه, 15 ارديبهشت 1396 19:13

تصنیف ای بهار من

نوشته شده توسط

ای بهار من، ای نگار من، بیا بیا بنشین به برم
که بی تو از خود بی خبرم، تو راحت جانی
می به جام تو غم به کام من به ساغری بنشان شررم
بیا بیا بنشین به برم به عهد و پیمانی

چهارشنبه, 09 فروردين 1396 01:02

آی بیا که نوروزه

نوشته شده توسط

بیا بیا)2 دلبرو که مو قربون تو شم، دنیا دو روزه

بیا مکن شو روز مو خورشید مو صبح نوروزه

دیدی چطو مانند اُو یک سال برفت، سال نو اومد؟

یکسال چنو تندِ برفت که پندری همی دیروزه

چهارشنبه, 25 اسفند 1395 22:41

تصنیف نغمه نوروزی

نوشته شده توسط

گل من بستان، گشته چون رویت
چمن از گل شد، چون سر کویت
بلبل از مستی
هر نفس نغمه ای سر کند

شنبه, 14 اسفند 1395 06:34

نمیشه غصه ما رو،یه لحظه تنها بذاره

نوشته شده توسط

نمیشه غصه ما رو،یه لحظه تنها بذاره
نمیشه این قافله،ما رو تو خواب جا بذاره

دلم از اون دلای،قدیمیه از اون دلاست
که می خواد عاشق که شد،پا روی دنیا بذاره

سه شنبه, 10 اسفند 1395 06:07

چشم نرگس، خواهم که بر زلفت هر دم زنم شانه

نوشته شده توسط

خواهم که بر زلفت 

هر دم زنم شانه

ترسم پریشان کنم بسی

خواب هر کسی

چشم نرگست

مستانه مستانه

چو مجنون گیرم از عاشقان نشانه ی کعبه
دل بشکسته را می برم به خانه کعبه
شکایت می برم از تو بر خدای تو
زان همه برای تو تا رسد او به دردم
درآن آشفتگی با دلی شکسته تر گریه ها کنم
که در اشک خود غرقه گردم

سه شنبه, 14 دی 1395 06:22

ای پدر سوگ ِ تو، ماتم آزادیست

نوشته شده توسط

ای پدر سوگ ِ تو، ماتم آزادیست
سرنگون زین ماتم، پرچم آزادیست
دریغ دریغ دریغ، از این پدر دریغ

آن سحر تا سر زد، شب شد و روز آمد

جمعه, 28 آبان 1395 20:44

تا به دامان تو ما دست تولی زده ایم

نوشته شده توسط

تا به دامان تو ما دست تولا زده ایم

به تولای تو بر هر دو جهان پا زده ایم

When I touched your garment for seeking love.

I had put behind the two worlds behind myself for this love.

دوشنبه, 12 مهر 1395 03:27

شعر یک گل سایه چمن

نوشته شده توسط

یک گل سایه چمن سایه چمن تازه شکفته تازه شکفته
نه دستم بش میرسه بش میرسه نه خوش میفته نه خوش میفته
مستم مستم مستم تیغت بریده شصتم

سه شنبه, 06 مهر 1395 16:44

ما درس سحر در ره میخانه نهادیم

نوشته شده توسط

ما درس سحر در ره میخانه نهادیم

محصول دعا در ره جانانه نهادیم

در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش

این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم

با یادت سرمستم ، ای نگار آسمانی      یادم کن تا هستم ، ای امید زندگانی
                     { تا به هر ترانه      می‌کشد زبانه      شور عاشقانة من }2
                               حال دل می‌گویم      با زبان بی‌زبانی
                                              ....................
یکشنبه, 09 خرداد 1395 19:03

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد

نوشته شده توسط
(دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد)2
 به زیر آن درختی رو که او گل‌های تر دارد
 نه هر کلکی شکر دارد، نه هر زیری زبر دارد
 نه هر چشمی نظر دارد، نه هر بحری گهر دارد
یکشنبه, 09 خرداد 1395 17:58

همچــو فرهـاد

نوشته شده توسط
همچــو فرهـاد بود کوه کـنی پیشــــه ی ما
کوه ما سیــنـه ی ما، ناخـن ما، تیشـــــه ی ما
چهارشنبه, 25 فروردين 1395 05:13

ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی

نوشته شده توسط

ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی

از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کن

که قارون را غلط‌ها داد سودای زراندوزی

پنج شنبه, 05 فروردين 1395 02:09

به گردش فروردین ( با صدای قمر)

نوشته شده توسط

به گردش فروردین - بیابه گلزار و ببین
چه می کند بوی گل - صفای دل جوی گل
گرفته باد بهار بی هراس - حجاب از روی گل
چه شور غوغا که مرغ چمن

چهارشنبه, 05 فروردين 1394 06:03

ز فروردین شد شکفته چمن

نوشته شده توسط

زفروردین شد شکفته چمن - گل نو شد زیب دشت و دمن
کجایی ای نازنین گل من
بهار آمده با گل و سنبل - ز بیداد گل نعره زد بلبل

دوشنبه, 26 خرداد 1393 17:44

دلبرا پیش وجودت همه خوبان عدمند

نوشته شده توسط

دلبرا پیش وجودت همه خوبان عدمند

سروران بر در سودای تو خاک قدمند

شهری اندر هوست سوخته در آتش عشق

خلقی اندر طلبت غرقه دریای غمند

در زمین بی زمــــانی نا کجا آبادیم

شهروند روستای هر چه باد آبادی ام

چشمهای مهربانی از نظر دورم نداشت

ای بغل آیینه تن ،آغوش ها بگشادی ام

یکشنبه, 31 فروردين 1393 04:48

به زمانی که محبت شده همچون افسانه

نوشته شده توسط

به زمانی که محبت شده همچون افسانه
به دیاری که نیابی خبری از جانانه
دل رسوا دگر از من تو چه خواهی دیوانه

صفحه1 از9