• تصنیف ها

تصنیف ها (178)

تصنیف های ایرانی زیبایی موسیقی ایرانی  را دو چندان میکند و سلیقه ایرانی را در هنر موسیقی شیواتر بیان میکند. هنرجوی سنتور پس از آموزه های ابتدایی و پایه ای لازم است بر نواختن این تصانیف نیز تمرین کند.

لازم بذکر است که اشعار این تصانیف در این وبسایت بصورتی که دقیقاً خواننده بیان کرده است نوشته شده است و تنها شعر آنها منتشر نشده بلکه طریقه ی تکرار و خواندن نیز بیان شده است .

با نظرات خود از این بخش حمایت کنید. با تشکر

شنبه, 19 آبان 1397 06:08

مرغ سحر

نوشته شده توسط

مرغ سحر ناله سر کن، داغ مرا تازه‌تر کن

ز آهِ شرربار این قفس را بَرشِکَن و زیر و زِبَر کن

بلبلِ پَربسته ز کنجِ قفس درآ، نغمهٔ آزادیِ نوع بشر سَرا

وَز نفسی عرصهٔ این خاک توده ∗ را پرشرر کن

سه شنبه, 15 آبان 1397 04:40

سپیده ، ایران ای سرای امید

نوشته شده توسط

ایران ای سرای امید
بر بامت سپیده دمید
بنگر کزین ره پر خون
خورشیدی خجسته رسید

دوشنبه, 14 آبان 1397 05:30

ز دست محبوب ، ندانم چون کنم

نوشته شده توسط

زدست محبوب ، ندانم چون‌کنم
زدست محبوب ، ندانم چون‌کنم
وزهجر رویش ، دیده جیحون‌کنم
وزهجر رویش ، دیده جیحون‌کنم

جمعه, 11 آبان 1397 03:18

ای یوسف خوشنام ما

نوشته شده توسط

ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما

ای درشکسته جام ما ای بردریده دام ما

ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما

جوشی بنه در شور ما تا می شود انگور ما

چهارشنبه, 23 اسفند 1396 02:40

جام طلا

نوشته شده توسط

سحر که از کوه بلند
جام طلا سر می زنه
بیا بریم صحرا که دل
بهر خداش پر می زنه
بیا بریم چون کیجا
دنبال اون مردِ جوون
تا دامنِ چین دارِ خود
پُر بکنیم لاله و ریحون

جمعه, 20 بهمن 1396 03:28

جور بکن که حاکمان جور کنند بر رهی

نوشته شده توسط

جور بکن که حاکمان جور کنند بر رهی

شیر که پایبند شد تن بدهد به روبهی

از نظرت کجا رود ور برود تو همرهی

رفت و رها نمی‌کنی آمد و ره نمی‌دهی

چهارشنبه, 04 بهمن 1396 03:24

تصنیف بی مریم

نوشته شده توسط

كاشكي بي (واي، واي) بي مريمه (هاي، خدا) سردار زنگل
قطارا (واي، واي) حمايلس (واي، خدا) ري دس مسلسل

بي مريم (هاي، ولا) شير زنون (هاي، خدا) ز قلعه زيد در
صد مِردِ (واي، هاي) تفنگ به دس (هاي، خدا) ني واس برابر

چهارشنبه, 04 بهمن 1396 02:20

تصنیف و سرود ای ایران

نوشته شده توسط

ای ایران ای مرز پرگُهر

ای خاکت سرچشمهٔ هنر

دور از تو اندیشهٔ بَدان

پاینده مانی تو جاودان

پنج شنبه, 28 دی 1396 15:08

آواز مقامی کردی "بی براری"

نوشته شده توسط

بی براری کُشتِمه نه تَش گُوله
هر برارت بمیره شمشیرت کُله

سه شنبه, 26 دی 1396 01:38

دایه دایه وقت جنگه

نوشته شده توسط

چشیامه نبنید افتو قشنگه
کره لر تا دم مرگ چی شیر میجنگه
دایه دایه وقت جنگه
قطارکش بالا سرم پرش ده شنگه
زین و برگم بونید رو مادیونم
خبر مه بوریتو سی هالوونم

دوشنبه, 17 مهر 1396 13:43

هر کسی کسی داره (محلی خراسانی)

نوشته شده توسط

هر کسی کسی داره یا نو رسی داره (2)
منم تو را دارم جانم حق تورا نگه داره
های جانم های جانم حق تو را نگه داره(2)
بی وفا نگار من میکند به کار من (2)

بیا تا گل برافشانیم و دست افشان غزل خوانیم
ستاره ها در شب دل بکاریم ، بر آسمان دیده ی غم بکاریم
غم اغیار مخور تا مکنی ناشادم
شور شیرین منما تا مکنی فرهادم

آمده ام سیر گل و سبزه کنم بهانه
دست تو گیرم سوی صحرا بشوم روانه
گلبن باران دیده سبزه نو روییده
بزم طرب بهر تو چیده
لاله صحرا با ده کرده به جام آماده
شاهد گل چهره گشاده

جمعه, 29 ارديبهشت 1396 01:49

توشۀ عمر

نوشته شده توسط

چون درای کاروان در میان شبروان

بانگ عمر ما می رسد به گوش

با گذشت این و آن می دهد ندا زمان

هر سحر، که ای: خفتگان به هوش

جمعه, 15 ارديبهشت 1396 19:13

تصنیف ای بهار من

نوشته شده توسط

ای بهار من، ای نگار من، بیا بیا بنشین به برم
که بی تو از خود بی خبرم، تو راحت جانی
می به جام تو غم به کام من به ساغری بنشان شررم
بیا بیا بنشین به برم به عهد و پیمانی

چهارشنبه, 09 فروردين 1396 01:02

آی بیا که نوروزه

نوشته شده توسط

بیا بیا)2 دلبرو که مو قربون تو شم، دنیا دو روزه

بیا مکن شو روز مو خورشید مو صبح نوروزه

دیدی چطو مانند اُو یک سال برفت، سال نو اومد؟

یکسال چنو تندِ برفت که پندری همی دیروزه

چهارشنبه, 25 اسفند 1395 22:41

تصنیف نغمه نوروزی

نوشته شده توسط

گل من بستان، گشته چون رویت
چمن از گل شد، چون سر کویت
بلبل از مستی
هر نفس نغمه ای سر کند

شنبه, 14 اسفند 1395 06:34

نمیشه غصه ما رو،یه لحظه تنها بذاره

نوشته شده توسط

نمیشه غصه ما رو،یه لحظه تنها بذاره
نمیشه این قافله،ما رو تو خواب جا بذاره

دلم از اون دلای،قدیمیه از اون دلاست
که می خواد عاشق که شد،پا روی دنیا بذاره

سه شنبه, 10 اسفند 1395 06:07

چشم نرگس، خواهم که بر زلفت هر دم زنم شانه

نوشته شده توسط

خواهم که بر زلفت 

هر دم زنم شانه

ترسم پریشان کنم بسی

خواب هر کسی

چشم نرگست

مستانه مستانه

چو مجنون گیرم از عاشقان نشانه ی کعبه
دل بشکسته را می برم به خانه کعبه
شکایت می برم از تو بر خدای تو
زان همه برای تو تا رسد او به دردم
درآن آشفتگی با دلی شکسته تر گریه ها کنم
که در اشک خود غرقه گردم

صفحه1 از9