ميخواستم نگاه فردي شما را نسبت به داوريهاي حوزه موسيقي جويا شوم. اخيراً شما داور جشنواره موسيقي جوان بوديد و كار ارزيابي اجراي تكنوازان و تكخوانان از گروههاي سني سهگانه را انجام داديد. لطفاً درباره معيارهاي داوري در زمينه اجراي موسيقي توسط يك نوازنده سنتور توضيح بفرماييد.
قبل از برگزاري اين جشنواره، ما در شوراي سياستگذاري، معيارهايي براي داوري تعيين كرديم تا براساس آن معيارها، داوري صورت بگيرد. بنابراين ميتوان گفت با تعيين اين معيارها با آنكه كمي از شخصي بودن داوري فاصله گرفتيم، ولي امر داوري به آن معناي شخصي خود همچنان وجود دارد. در شورايي كه به دعوت انجمن موسيقي و دبير جشنواره تشكيل شده بود، ديگر كارشناسان جهت بررسي آثار تصويري جشنواره هم تعيين شدند و نيز بنا به نياز، از داوراني به عنوان داور مهمان دعوت به عمل آمد. در شوراي سياستگذاري هر يك از ما داوران نظر شخصي خودمان را بيان كرديم. به عنوان مثال وقتي به اسلوب نوازندگي و نيز رپرتوار موسيقي (رديف) ضريب 2 اختصاص داديم، به اين معنا است كه محورهاي مدنظر اين جشنواره براساس محورهاي موسيقي عامهپسند و اجراي ويرتئوزيتهاي با مهارتهاي زياد و ذوقي تعيين نميگردد، بلكه براساس معيارهاي آموزشي، مكتبي و آكادميك است.
به اين ترتيب داوطلب ويرتئوز خوشذوقي و بااستعدادي كه حتي مخاطب را به خوبي جذب ميكند، ولي در كلاس و نزد معلم خوبي اسلوب نوازندگي و ارائه رديف را به خوبي نياموخته است، امتياز خود را يا درکل از دست ميدهد يا نمرههاي پاييني در اين موارد ميگيرد. بنابراين نوع رفتار و حضور در صحنه، آداب نشستن و برخاستن و نحوه ارائه موسيقي از سوي نوازنده يا خواننده نيز با معيارهاي حسي و زيباييشناسانه هر يك از داوران محك زده ميشد.
در جدولي، موضوعهاي ديگري چون كوك ساز، نحوه اجراي موسيقي، خلاقيت و بيان احساس و حالات موسيقي و زمانبندي و غيره نيز براساس معيارهاي تعيين شده هر يك از داوران مورد ارزيابي قرار ميگرفتند و در نهايت جمع نمره اختصاصي هر يك از داوران تعيين ميشد، ولي در ضمن كار علاوه بر امتيازات، انگار بايستي در بخشي با عنوان ملاحظات مثلاً يادداشت كنيم كه اين شخص هرچند بيان احساسش خوب نبود، ولي رديفاش عالي بود، يا مثلاً هرچند اسلوبش خوب نبود، ولي كوك سازش خوب بود و خوب اجرا كرد و... كه اين نوشتهها در نشست نهايي داوران به كار بيايد و براي قضاوت نهايي از آنها استفاده شود. به اين ترتيب در نشستهاي نهايي پس از اينكه ميانگيني از نمرات داوران به دست ميآمد، باز هم مشورتها و صحبتهايي ميشد و گاهي امتيازات، با اجماع نظرات داوران، كمي بالا و پايين ميشدند و بخصوص براي تعيين نفرات اول تا سوم مقايسه مجددي بين افراد صورت ميگرفت و بدين ترتيب آن يادداشتهاي داوران نيز تأثيرگذار بودند يا به عنوان مثال در گروه سني ب سنتور هيچيك از شركتكنندگان نمره بالاتر از 75 نداشتند و بنابراين داوران تشخيص ميدادند كه در اين گروه نفر اول نداريم يا در گروه ديگري در ساز ديگري دو نفر كه نمرات آنها نزديك به هم بودند، هر دو اول ميشدند و غيره.
به نظر ميرسد كار داوري در حوزه موسيقي به دليل ذوقي بودن اين هنر فرايند سخت و مشكلات خاص خودش را دارد.
به هر جهت داوري در هنر كار سادهاي نيست، چون هنر اصولاً با عواطف و احساسات دروني سروكار دارد و به همين سبب بيشتر ذوقي و سليقهاي است.
در مقابل مثلاً در ورزش تا اندازهاي با معيارهاي دقيق ميتوان به قضاوت پرداخت، هرچند آنجا هم گاهي اشكالات كوچكي پيش ميآيد، ولي كرونومتري هست و مثلاً شناگري با كسري از ثانيه زودتر به خط پايان ميرسد و اول ميشود و ديگري دوم، ولي در هنر با وجود حتي اختلافات زياد بين دو نفر نميشود گفت اين اول است و آن دوم. به خاطر اينكه بيشتر احساس و نظر و معيارهاي شخصي داوران در اينجا مؤثر است. البته در اينجا منظورم از معيار شخصي يك استاد در رابطه با موضوعات مختلفي كه در آن شوراي سياستگذاري تعيين شده است، يك معيار شخصي موسيقايي مدنظرم است، نه معناي مصطلح معيار شخصي و فردي يك انسان.
آقاي كياني، شيوه سنتورنوازي و مكتبي كه شما و شاگردانتان مطابق آن به تعليم هنرجويان ميپردازيد، واجد ويژگيهايی است كه گاه تضادهاي آشكاري مثلاً با مكتب و شيوه سنتورنوازي زندهياد فرامرز پايور دارد. به نظر شما با فرض اينكه اگر به جاي شما هر يك از اين اساتيد بر مسند داوري مينشستند، آيا نتيجه داوري تغيير ميكرد؟
بله تغيير ميكرد، چون بسته به گرايشهاي مختلفي كه وجود دارد، داوري تغيير ميكند. به طور كلي اين مشكل خاص سنتور نيست، در همه سازها ما با اين مشكل تفكيك مواجه هستيم و واژه مكتب در اينجا خيلي مناسب نيست، چون گرايشها مخصوصاً در فرهنگهاي شرقي و از جمله در ايران، بسيار مختلفند و هر مدرسهاي و هر استادي به شيوه خاص خود به آموزش هنرجويانش ميپردازد و تفكيك مكتبها در اينجا برخلاف موسيقي كلاسيك غربي كه داراي مكاتبي چون باروك و كلاسيسم و مدرن است و ميتوان به تفكيك در هر يك از آن مكاتب آزموني برگزار شود، وجود دارد.
سالها پيش در سه شيوه هنر تكنوازي از مكتب تلفيقي موسيقي ايراني با موسيقي غرب تحت عنوان مكتب وزيري و هنرستان موسيقي ياد كردم و همچنين در مكتب اساتيد گذشته براساس موسيقي دستگاهي مثلاً از سماع حضور و حبيب سماعي در سنتور نام بردم و نيز شيوهاي كه آن را عامهپسند و مردمي يا شيريننوازي نامگذاري كردم كه بيشتر ذوقي و احساسي است و البته غيرآكادميك كه تحت تأثير مخاطبان راديويي شكل ميگيرد. به نظر من اگر مثلاً اختصاصاً براي هنرمنداني كه به طور مشخص در سبك و شيوه سنتورنوازي استاد پايور كار ميكنند، آزموني برگزار شود، آنگاه معيارها همه دقيق و قطعات و شيوه اجرايي هم كاملاً مشخص هستند و داوري نيز بسيار آسان خواهد بود و يا در آزمون اختصاصي شيوه عامهپسند هر كه جذابتر و زيباتر و شيرينتر و با جذب مخاطب بيشتري بنوازد، امتياز خواهد آورد، در اينجا حتي ديگر نيازي به داوري خواص هم نيست.
نظر شما درباره داوري از طريق نظرسنجي عمومي چيست؟ اينكه مخاطبان هم در داوري از طريق پيام شركت كنند. اتفاقي كه در فستيوالهاي خارجي ميافتد. آيا اين امكان در ايران وجود دارد؟
در خارج از ايران و در شبكههاي راديويي و ماهوارهاي آزمون برگزار ميشود و با نظرسنجي عمومي، مردم از طريق پيام نفرات بهتر را برميگزینند، ولي ما در ايران متأسفانه هيچگونه تفكيكي در اين عرصهها نداريم و البته داوران سعي كردهاند هر شخص را در شيوه خودش مورد قضاوت قرار دهند و با دقت در نفرات برگزيده سازهاي مختلف اين جشنواره، ميبينيم كه در بين آنان از هر سه شيوهاي كه من نام بردم، كسب مقام اول داشتهايم، يعني فرض كنيم داوري هر سه شيوه را آزموده و تجربه كرده و آشنايي كامل دارد و مثلاً ميگويد اين نوازنده در شيوه خودش آن نوازنده كه آن هم در شيوه خودش مينواخت، بهتر نواخت و همه ويژگيهاي سبك خود را به خوبي رعايت كرد. اتفاقاً در اين موارد، اختلاف امتيازات داده شده از سوي داوران مختلف در اين جشنواره هم به چشم ميخورد.
به نظر ميرسد مردم عادي مخاطب مشتاقي براي موسيقي دستگاهي و يا موسيقي تركيبي استاد وزيري نيستند؟
در رسانههاي گروهي مثل راديو و تلويزيون، سليقه مردم عادي با تعداد مخاطب بسيار، مدنظر است و نه شنوندههاي كمتعداد فرهيخته. در برنامه گلها حتي اساتيدي مثل عبادي و كسايي بنا به نياز زمانه و در جهت جذب مردم عادي به شنيدن موسيقي دستگاهي، به تغيير سبك نوازندگي خود پرداختند.
در فيلمي از اساتيد بزرگ موسيقي ما كه همواره در تاريخ موسيقي ما ميدرخشند، استاد عبادي ميگويد من كه مقابل ميكروفن راديو به شيوه قدما سهتار مينواختم، چندان طالبي نداشتم تا وقتي كه به استفاده از تكسيم و ويبرههاي بسيار و تغيير زمانبندي جملات روي آوردم و استاد كسايي هم از تغيير كيفيت صدادهي ني از شيوههاي قديميتري چون نوايي و نايب اسدالله كه در آن صداي ني شفاف و درخشنده است، به صدايي لطيف و صاف و فيلتر شده سخن ميگويد. در زمانه ما هم كساني هستند كه تمايل دارند موسيقي دستگاهي انديشمندانه ما كه در واقع ادبيات موسيقي ما و همانند شعر مولانا، سعدي و حافظ ماست، به جمع مردم عادي برده شود و خواص تنها مخاطب اين نوع موسيقي نباشند.
در اين جشنواره، چه نقاط ضعف و قوتي مشاهده كرديد و چه ارزيابياي از روند آن داريد؟
امروزه كه بيشتر موسيقيها عامهپسند يا با گرايشهاي عامهپسند هستند، اين جشنواره توانست جوانان را به انواع موسيقي ملي و اصيل خودشان راهنمايي كند چرا كه تم اصلي آن، موسيقي دستگاهي (رديف) با محورهاي غيرعامهپسند و با اجتناب از ستارهسازي بود. سازهايي مثل تار، سهتار، سنتور، كمانچه، عود و ني و همچنين آواز بار ديگر مطرح شدند و جوانان دريافتند اين سازها كه در فرهنگ ملي ما وجود دارند، با نوع موسيقي خاص خود توسط جوانان به خوبي نواخته ميشوند. با فراخوان جشنواره با وجود محدوديت زماني، تعداد شركتكنندگان در كل سازها حدود 750نفر و در ساز سنتور 260 نفر، به نظر من در اين مرحله قابل توجه و فوقالعاده بود و تعداد مخاطبان در مراحل برگزاري آزمون هم كم نبودند. البته در مراسم اختتاميه كه معاونت محترم هنري وزارت ارشاد هم حضور داشت، جمع كثيري از مخاطبان فرهيخته موسيقي دستگاهي هم حضور و استقبال چشمگير داشتند و اين همه، اميدي به وجود ميآورد كه مسئولان با مشاهده چنين استقبالي در آينده بودجههاي بيشتري در جهت توجه به اين نوع موسيقي اختصاص بدهند.
عنوان كرده بوديد در بيانيه هيأت داوران اين جشنواره نكاتي آمده است كه براي خانوادهها فوقالعاده ميتواند مفيد باشد. در اين باره توضيح دهيد.
بله، ميتواند مفيد باشد. نقطه ضعفي كه پرسيديد، در اين است كه اكثر جوانان و خانوادههايي كه فرزندانشان را در اين جشنواره شركت ميدهند، از موضوع و محورهاي داوري جشنواره كه اجرا براساس يكي از رديفهاي استادان و دوري از موسيقي عوامپسند است و نيز از شرايط اصلي شركت در آزمون مثل اسلوب صحيح نوازندگي و اجراي رديف كه هر دو اينها از كلاس و معلم خوب حاصل ميشوند، اطلاع كافي ندارند.
مثلاً بسياري از شركتكنندگان متاسفانه اصلاً رديف نميدانستند و با داوري كارشناساني كه مورد اعتماد و شناخت كامل هيأت داوران اصلي بودند كار گزينش 150 نفر از ميان 750 نفر شركت كننده را زير نظر داوران اصلي برعهده داشتند، اين داوطلبان فاقد شرايط، حذف شدند و به مرحله بعد كه اجراي حضوري و صحنهاي است، راه نيافتند. خانوادهها اغلب اطلاع كافي ندارند كه امكان اجراي همه 750 نفر در صحنه وجود ندارد. گزينش از طريق اجراي تصويري هم چندان آسان نيست و گاهي اجراي صحنهاي متفاوتي را در پي دارد. به نظرم بهتر است جوانان و خانوادههايي كه از موسيقي رسمي، فرهنگي و اصيل ما موسيقي دستگاهي رديف حمايت ميكنند، اين گونه بينديشند كه اگر ديگري اول شد، در واقع من اول شدهام چرا كه اين مقامها بيشتر جنبه سمبليك دارد و آنچه مهم است، شركت و حضور براي حمايت اين نوع موسيقي است كه باعث افتخار فرهنگ ملي ما خواهد بود.
به نظرم، از نقاط ضعف در مراسم اختتاميه جشنواره، همين برجسته نمودن رتبهها و مقامها را ميتوان گفت كه برخلاف سياستگذاري اوليه مبني بر اجتناب از ستارهسازي و موسيقي عامهپسند، اتفاقاً كساني به اجراي موسيقي پرداختند و برجسته شدند كه گرايشهاي عوامپسند داشتند، در حالي كه مخاطبان ما اغلب از فرهيختگان جامعه بودند.
به آينده اين جشنواره خوشبين هستيد؟
من هميشه سعي ميكنم خوشبين باشم و با نظر اميدوارانه به اين مسائل نگاه كنم. به نظرم خيلي خوب است اين جشنواره پس از 6 سال وقفه برگزار شد. به شرط تداوم چنين جشنوارههايي و با رفع تدريجي ضعفهايي كه عنوان شد و با قوت بخشيدن و سياستگذاري، مخصوصاً با اضافه نمودن بخشهاي موسيقي كلاسيك غربي و موسيقي مقامي، به جديتر شدن آموزش موسيقي نيز كمك خواهد كرد و موجب ميشود به اسلوب نوازندگي و رپرتوارهاي مختلف موسيقي توجه بيشتري شود.
چشمانداز آينده موسيقي دستگاهي ايران را در آينه اين جشنواره چگونه مشاهده ميكنيد؟
موسيقي دستگاهي در دل خود مثل شعر مولانا، حافظ، فردوسي و سعدي از تفكر عميقي برخوردار است. اگر موسيقي دستگاهي ما بخواهد به گرايشهاي مردمپسند توجه كند، در مقابل انواع موسيقي كه به اصطلاح مردمپسند هستند، مثل موسيقي پاپ و... نميتواند مقاومت كند و جايگاه خودش را بتدريج از دست خواهد داد، اما در مقابل اگر به جنبههاي كيفي، انديشمندانه، ادبي، معنوي و انساني عميق خود تكيه بزند، آنگاه به جايگاه درخشاني ميرسد كه ميتواند بدون هيچ كم وكاستي با بهترين نوع موسيقي هنري و جدي دنيا به رقابت بپردازد.
لطفاً درباره شيوه سنتورنوازي حبيب سماعي كه توسط شما و برخي از شاگردانتان تعليم داده ميشود، توضيح بفرماييد.
من سالهاست كه بر اسلوب، شيوه يا روش نوازندگي حبيب سماعي كار ميكنم. خوشبختانه استادي چون آقاي برومند داشتهام كه 12 سال شاگرد حبيب سماعي بوده است.
سعادت ديدارديگر شاگردان حبيب يعني قباد ظفر، آقاي ناظمي و عبدالرسولي را نيز داشتهام و از هر يك مطالبي آموختهام و اين شيوه را ادامه دادهام. در اين شيوه، سر مضرابها نمد ندارند و سنتور در يك سطح كاملاً مسطحي قرار ميگيرد و مضرابها همانند نوازندگي در ساز قانون، از فاصله كوتاهي فرود ميآيند و نه به صورت شلاقي. مضرابها در قسمت انگشتان لق نميخورند، قرص و محكماند و تنها از حركتهاي مچ استفاده ميشود.
خوشبختانه جوانان بسياري هم اكنون از اين شيوه استقبال ميكنند و همين باعث دوام، تحقق و موجوديت آن شده است. ولي بايد به اين مطلب توجه كافي شود كه خود من به هيچ وجه دوست ندارم يك سبك و شيوه مانعي براي سبك و شيوه ديگري بشود، بلكه به نظرم آنها هم همان قدر ارزشمند و باشكوه و زيبا هستند و بايد هر يك از هنرجويان در مكتب و شيوه خودشان كه به آن علاقهمندند، كار كنند و با استادانشان ادامه بدهند، اما در مقابل بانگهاي مخالف، نوعي دفاع از شيوه خود و سخن از اصالت او گفتن را نبايد به معني نفي و انكار مكاتب و شيوههاي ديگر گرفت.
چه توصيهاي به كساني كه در اين جشنواره شركت كردهاند يا قصد دارند در سالهاي آتي شركت كنند، داريد؟
توصيه من اين است كه شركت كنند و همين شركت كردن موجب حمايت اين نوع موسيقي كه به آن علاقهمند هستند، ميشود و همچنين در فكر مسابقه و رقابت و نفر اول شدن هم نباشند. فكر مسابقه در هنر چيز جالبي نيست و بيشتر صدمه ميزند تا ايجاد پيشرفت. به نظر من، موسيقي را هر هنرجويي بايد و فقط و فقط براي دل خودش بنوازد و در آن به كار بپردازد، اين يك نياز دروني است و البته همين كه براي دلش كار ميكند، پيشرفت هم خود به خود حاصل ميشود و ساز يا آوازش براي مخاطبانش شنيدني ميشود و ميتواند كنسرت بدهد و اثر صوتي يا تصويري هم عرضه كند.
منبع : روزنامه ایران
نوشته شده توسط: یاشار مهاجری
