ادامه متن برگفته از گفته های نویسنده وبلاگ (فلسفه ، اقتصاد و جامعه نوشته شهاب) میباشد:
چگونگي هماهنگي شعر و موسيقي در مثنوي
تلفيق موسيقي با اشعار مثنوي همانند ساير اشعار با موسيقي دستگاهي است، اما در برخي موارد چگونگي تركيب و تكرار كلمات تا اندازهاي متفاوت است ولي محورهاي اصلي هماهنگي شعر و موسيقي كه شامل وزن، مكثهاي شعري، زير و بمي هجا، تأكيد كلام و ادوات تحرير است و همچنين انتخاب بيتهاي مناسب حفظ ميشود.
± وزن شعر مثنوي كه از لحاظ علم عروض "فاعلاتن فاعلاتن فاعلات" ميباشد با آهنگ مثنوي نيز تطابق دارد.

± مكثهاي شعري بين مصرعها كمتر مشاهده ميشود و معمولاً هر مصرع بدون مكث اجرا ميگردد.
± زير و بمي هجاها همانند ساير تلفيق اشعار با موسيقي دستگاهي ميباشد جز در مواردي كه از اختيارات خوانندگي محسوب ميشود.
± تأكيد كلام نيز كاملاً رعايت مي گردد تا مفهوم شعر به خوبي درك شود. به عنوان مثال واژهي عاشقي در مصرع: عاشقي پيداست از زاري دل، اگر تأكيد هجا در واژهي عاشقي بر روي حرف "ش" باشد كه اسم نكره است مفهوم را نميرساند. تأكيد هجا بايد بر روي حرف "ق" قرار گيرد تا صفت فاعلي را به وجود آورد كه منظور شاعر است.

در حاليكه اگر مصرع ديگري از مثنوي بود مانند: چونكه گل رفت و گلستان در گذشت، واژهي ابتداي آن (چونكه) به گونههاي مختلف ميتواند هنگام خواندن مثنوي اجرا گردد، و علت آن چنانكه مشاهده ميشود مربوط به زير و بمي هجا و تأكيد آن است كه ميخواهد مفهوم شعر را برساند.

± ادوات تحرير كه شامل كلمات اضافي و تحرير هستند، كلمات اضافي مانند حبيبم، آه، دل و ... در بين واژههاي مصرعها و در خواندن مثنويها مشاهده نميشود ولي در انتهاي برخي از مصرع ها كلمات اضافي اجرا ميگردند. مانند انتهاي مصرع: عاشقي پيداست از زاري دل ... . در مثنوي اصفهان كه واژه هاي يار، داد، ... مشاهده ميشود. ادوات تحريرها روي حرفهاي (هجاهاي) آ، اي، ... و كشش آنها به وجود ميآيد. در حاليكه بين واژههاي برخي از مصرعها گاهي بيش از واژههاي اشعار در موسيقي دستگاهي كشش ايجاد ميگردد، كه به زيبايي واژههاي اشعار و مفهوم معنوي آنها ميافزايد مانند مثنوي ابوعطا: سرّ من از نالهي من دور نيست.

± انتخاب بيتهاي مناسب نيز در اجراي موسيقي مثنوي سادهتر از انتخاب اشعار در ساير گوشهها و دستگاهها ميباشد و علت آنهم مربوط به متن معنوي مثنوي است كه حكيمانه است و صحبت عشق و جدايي است كه كاملاً منطبق است با فضاي معنوي و حكيمانهي موسيقي دستگاهي (رديف) ولي با وجود آن بهتر است بيتهاي مناسب را بهخصوص براي شروع هر آواز يا دستگاه انتخاب نمود. بايد توجه داشت كه برخي از مصرعها در مثنويها در ارتباط هم هستند و نميتوان مانند هماهنگي شعر و موسيقي در غزلها بيتها را جابهجا نمود. به عنوان مثال: ميتوان مثنوي بيات زند يا افشاري را با مصرع "گر بريزي بحر را در كوزهاي" شروع نمود ولي همين مصرع ممكن است براي شروع مثنوي شور يا ماهور مناسب نباشد.
ترتيب هفت مثنوي
ترتيب دستگاهها و آوازها آن گونه كه در رديف موسي معروفي ثبت شده است آورده شده. انتخاب بيتها نيز از شروع مثنوي، دفتر اول: بشنو از ني چون شكايت ميكند، تا شروع داستان اول به ترتيب اشعار ثبت شده در مثنوي فوق ميباشد. ولي در مثنوي هفتم، آواز بيات اصفهان به علت تمام شدن اشعار نينامه، پنج بيت ديگر از اول داستان اول مثنوي، از بيت 113- 109 انتخاب شده است.
مثنوي اول: دستگاه شور، شامل 6 بيت
مثنوي دوم: آواز ابوعطا، شامل 4 بيت
مثنوي سوم: آواز افشاري، شامل 7 بيت
مثنوي چهارم: آواز بيات زند، شامل 6 بيت
مثنوي پنجم: حدي، پهلوي، دستگاه چهارگاه، شامل 3 بيت
مثنوي ششم: دستگاه ماهور، شامل 8 بيت
مثنوي هفتم: آواز بيات اصفهان، شامل 5 بيت
v مثنوي ششم: ماهور
با لب دمساز خود گر جفتمي î همچو ني من گفتنيها گفتمي
هر كه او از همزباني شد جدا î بي زبان شد گرچه دارد صد نوا
چونكه گل رفت و گلستان در گذشت î نشنوي زآن پس ز بلبل سرگذشت
جمله معشوقست و عاشق پردهاي î زنده معشوقست و عاشق مردهاي
چون نباشد عشق را پرواي او î او چو مرغي ماند بي پر، واي او
من چگونه هوش دارم پيش و پس î چون نباشد نور يارم پيش و بس
عشق خواهد كين سخن بيرون بود î آينه غماز نبود چون بود
آينت داني چرا غماز نيست؟ î زآنكه زنگا
برگرفته از وبلاگ فلسفه ، اقتصاد و جامعه نوشته شهاب
http://shkp.blogfa.com/post-43.aspx
