فاطمه زرین‌تاج برغانی قزوینی

 

تا به تو افـــتـــدم نـــظــــر         چــهره به چــهره رو به رو

 

شرح و دهـم غـــم تــو را           نکــته بــه نـــکـته مو به مو

 

از پـــی دیــدن رخـــــــت          همــچــــــو صــبا فـُـتـاده ام

 

جمعه, 01 فروردين 773 20:34

چه شورها

نوشته شده توسط

چه شورها که من به پا)2 (ز شاهناز میکنم)2

در شکایت از جهان)2 (به شاه باز میکنم)2

جهان پر از غم دل از)2

زبان ساز میکنم (میکنم)

دوشنبه, 28 اسفند 1391 07:47

شبی مجنون

نوشته شده توسط

شبی مجنون به لیلی گفت

که ای محبوب بی همتا

ترا عاشق شود پیدا

ولی مجنون نخواهد شد

جمعه, 01 فروردين 773 20:34

شبی یاد و دارم که چشمم نخفت

نوشته شده توسط

شبی یاد و دارم که چشمم نخفت)2

شنیدم که پروانه با شمع بگفت

که من عاشقم گر بسوزم رواست)2

تورا گریه و سوز و زاری چراست)2

جمعه, 01 فروردين 773 20:34

ما دگر کس نگرفتیم

نوشته شده توسط

ما دگر کس نگرفتیم و بجای تو ندیم)2

اله اله تو فراموش و مکن عهد قدیم

بله بله بله یارم چه شوخی می کند

چه عجب که دوری می کند

جمعه, 01 فروردين 773 20:34

شنیدم ماهی

نوشته شده توسط

(شنیدم ماهی ، وُهم شاهی

   میان دلبران ، بت صاحب، دلان ، خدا !)2

گفتم که غمخوارم شوی (جانم!) در روز جدایی

شمع شبِ  تارم  شوی    (جانم!) ترسم که نیایی

چهارشنبه, 19 -2669 20:34

نازار دلـــی

نوشته شده توسط

نازار دلـــی را که تـــو جانــش باشی

معـــشوقـــه پـــیـدا و نهانــش باشــــی

(زان میــتــرسم کــه دل آزردن تــــو)2

(دل خون شود و تو در میانش باشی)2

 

جمعه, 01 فروردين 773 20:34

هر چه کنی ، بـکـن مـکـن

نوشته شده توسط

هر چه کنی ، بـکـن مـکـن

( ترک من ای نگارمن )2

هر چه روی ، بُــرو مــرو

( راه خـلاف دوســـتــی)2

صفحه4 از4