دوشنبه, 28 اسفند 1391 09:33

شانه بر زلف پریشان

نوشته شده توسط عارف قزوینی
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
 
شانه بر زلف پریشان زده ای به به به
 
دست و بر منظرۀ جان زده ای به به به
 
آفتاب از چه طرف سر زده امروز که سر
 
بمن بی سرو سامان زده ای به به به
 
جانم خدا به به به
 
جانم خدا به به به
 
دلا کجایی حبیبم
 
کجا کجایی حبیبم
 
اگر نیایی نکنم
 
اگر نخواهی نروم
 
صبح از دست تو پیراهن طاقت زده چاک
 
تا سر از چاک گریبان زده ای به به به
 

 
تصنیف نوردهم عارف در آواز دشتی در استانبول 1338

برای شنیدن اجرای سنتور این اثر باید در سایت لاگین کنید یا عضو شوید.

محتوای بیشتر در این بخش: « گریه را به مستی بهانه کردم داروگ »

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید