جستجو

آمده ام سیر گل و سبزه کنم بهانه
دست تو گیرم سوی صحرا بشوم روانه
گلبن باران دیده سبزه نو روییده
بزم طرب بهر تو چیده
لاله صحرا با ده کرده به جام آماده
شاهد گل چهره گشاده

منتشرشده در دستگاه راست پنجگاه
جمعه, 15 ارديبهشت 1396 19:13

تصنیف ای بهار من

ای بهار من، ای نگار من، بیا بیا بنشین به برم
که بی تو از خود بی خبرم، تو راحت جانی
می به جام تو غم به کام من به ساغری بنشان شررم
بیا بیا بنشین به برم به عهد و پیمانی

منتشرشده در دستگاه چهارگاه
یکشنبه, 31 فروردين 1393 04:48

به زمانی که محبت شده همچون افسانه

به زمانی که محبت شده همچون افسانه
به دیاری که نیابی خبری از جانانه
دل رسوا دگر از من تو چه خواهی دیوانه

منتشرشده در دستگاه سه گاه
شنبه, 16 فروردين 1393 07:09

میگذرم تنها از میان گلها

مـی‌گـذرم تنهـا ، از میـان گلهـا
گه به‌گلستانها ، گه به‌کوه و صحرا
تازه گلی سر راهم
گیرد و با من گوید:

منتشرشده در آواز بیات اصفهان
دوشنبه, 28 اسفند 1391 08:18

دوش دوش

( دوش)3 که آن مه لقا   خوش ادا ، با صفا ، با وفا

از برم آمد و بنشت (خدا) برده دین دلم از دست

( باز)3 مرا سوی خود   می کشد، می برد، می زند

( با دو چشم )2 مست خدا ( ابرویش )پیوست

 

منتشرشده در آواز افشاری

اهدای کمک

از کمک شما جهت پرداخت هزینه های سایت بسیار سپاسگذار خواهیم بود.

Amount: