گریه را به مستی بهانه کردم

شکوه هـا زدســت ، زمـانه کردم

آستین چو از دیـده بر گرفــتم

سیل خون به دامان ، روانه کردم

منتشرشده در تصنیف های عارف

افتخار همه آفاقی تو منظور منی ، تو منظور منی

 شمع جمع همه عشاقُ به هر انجمنی ، به هرانجمنی

  سر زلف پریشان تو دلهای پریش

( همه خو کرده ، چو عارف به پریشان سخنی )2، پریشان سخنی

منتشرشده در تصنیف های عارف