تصنیف های عارف (28)

ابولقاسم عارف قزوینی (1259-1312 ه.ش) را پدر تصنیف ایران لقب داده اند. این لقب از آن جهت به او داده شده که به تصنیف ایرانی شخصیت و اعتبار بخشید.

خود عارف این چنین می گوید:

((نه تنها فراموشم نخواهدشد بلکه معاصرین دوره ی انقلاب نیز هیچوقت از خاطرم دور نخواهند کرد که وقتی من شروع به تصنیف ((ساختن و سرودهای ملی وطنی کردم مردم خیال میکردند که باید تصنیف برای بدکار دربار یا ببری خان گربه ی شاه شهید یا تصنیفی از زبان گناهکاری به گناهکاری باشد..))

اگر من هیچ خدمتی دیگر به موسیقی و ادبیات ایران نکرده باشم وقتی تصنیف وطنی ساخته ام که ایرانی از ده هزار، یک نفرش نمیدانست وطن یعنی چه، تنها تصور میکردند وطن ، شهر یا دهی است که انسان در آن زاییده شده باشد..))

تصنیف های عارف در عین زیبایی و پیچیدگی بسیار ساده و زیبا هستند. گفته میشود سرعت اشاعه ی تصانیف او بسیار زیاد بوده است و همه ی خوانندگان و مردم برای شنیدن تصانیف او بسیار علاقمند بودند.

روحش شاد

اجرای بسیاری از تصنیف های این بخش را مدیون استاد فرید خردمند هستیم که آنها را بازیابی و با تنبک اجرا کردند.

این تصنیف ها را میتوانید در آلبوم "تصنیف های عارف قزوینی با سنتور" اجرای سهراب عابدینی بشونید که در سه سایت زیر آپلود شده اند:

soundcloud - Youtube - Mezraab

ژیان هاف هافو شو هاف هافو شو هاف کن ببینم

ژیان هاف هافو شو هاف هافو شو هاف کن ببینم

برای هاف سینه را صاف کن ببینم

برای هاف سینه را صاف کن ببینم

جمعه, 09 فروردين 1392 16:35

تصنیف بیست و هفتم عارف قزوینی (باد صبا)

نوشته شده توسط

باد صبا بر گل گذر کن

گل گذر کن گل گذر کن

 از حال گل ما را خبر کن

نازنين ما را خبر کن

جمعه, 09 فروردين 1392 16:34

تصنیف بیست و ششم عارف قزوینی (گو بساقی)

نوشته شده توسط

گو بساقی کز ایاقی تر کن دماغی

(زان شرابی که شب مانده باقی)2

ای نگارا می گسارا مارا بیاور

(شمعی و شهدی اندر اطاقی)2

بهار دلکش رسید و دل بجا نباشد

از اینکه دلبر دمی بفکر ما نباشد

در این بهار ای صنم بیا و آشتی کن

که جنگ و کین با من حزین روا نباشد

ای دست حق پشت و پناهت بازآ

چشم آرزومند نگاهت بازآ

وی توده ی ملت سپاهت بازآ

قربان کابینه سیاهت بازآ

جمعه, 09 فروردين 1392 16:26

تصنیف بیست و سوم عارف قزوینی (تا رخت )

نوشته شده توسط

تا رخت مقید نقاب است
دل چو پیچه ات در پیچ و تاب است
مملکت چو نرگست خراب است
چاره ی خرابی انقلاب است

جمعه, 09 فروردين 1392 16:23

تصنیف بیست و دوم عارف قزوینی (کلنل)

نوشته شده توسط

گریه کن که گر)2 سیل خون گری ثمر ندارد

ناله ای که ناید ز نای دل اثر ندارد

هر کسی که نیست اهل دل ز دل خبر ندارد

دل ز دست غم مفر ندارد

امروز ای فرشته ی رحمت بلا شدی

خوشگل شدی قشنگ شدی دلربا شدی

پا تا بسر کرشمه و سر تا به پای ناز

زیبا شدی لوند شدی خوش ادا شدی

رحم ای خدای دادگر کردی نکردی

ابقا به اعقاب قجر کردی نکردی

از این سپس میدان شاهان جهان را

گر از حلب تا کاشغر کردی نکردی

جمعه, 09 فروردين 1392 16:17

تصنیف نونزدهم عارف قزوینی (شانه بر زلف)

نوشته شده توسط

شانه بر زلف پریشان زده ای به به به

دست و بر منظرۀ جان زده ای به به به

آفتاب از چه طرف سر زده امروز که سر

بمن بی سرو سامان زده ای به به به

جمعه, 09 فروردين 1392 16:15

تصنیف هیجدهم عارف قزوینی ( آذربایجان)

نوشته شده توسط

جان برخی آذربایجان باد

این مهد زردشت مهد امان باد

(مهد امان باد)

هرناکست کو عضو فلج گفت

جمعه, 09 فروردين 1392 16:13

تصنیف هفدهم عارف قزوینی (ارمنستان)

نوشته شده توسط

بماندیم و ما مستقل شد ارمنستان

منستان شد ارمنستان شد ارمنستان

زبر دست شد زیر دست  زیردستان

ز دستان شد زیر دستان شد زیر دستان

جمعه, 09 فروردين 1392 16:10

تصنیف شانزدهم عارف قزوینی (چه شورها)

نوشته شده توسط

چه شورها که من به پا)2 (ز شاهناز میکنم)2

در شکایت از جهان)2 (به شاه باز میکنم)2

جهان پر از غم دل از)2

زبان ساز میکنم (میکنم)

جمعه, 09 فروردين 1392 16:08

تصنیف پانزدهم عارف قزوینی (ترک چشمش)

نوشته شده توسط

ترک چشمش ار فتنه کرد راست

بین دو صد از این فتنه فتنه خواست

خدا فتنه خواست

ای صبا زبر دست را بگوی

جمعه, 09 فروردين 1392 16:05

تصنیف چهاردهم عارف قزوینی (از کفم رها)

نوشته شده توسط

از کفم رها ، جانم! شد مهار دل

از کفم رها ، جانم! شد قرار دل

نیست و دست من  خدا ! اختیار دل

نیست و دست من جانم ! اختیار دل

جمعه, 09 فروردين 1392 16:03

تصنیف سیزدهم عارف قزوینی (گریه ی مستی)

نوشته شده توسط

گریه را به مستی بهانه کردم

شکوه هـا زدســت ، زمـانه کردم

آستین چو از دیـده بر گرفــتم

سیل خون به دامان ، روانه کردم

جمعه, 09 فروردين 1392 16:01

تصنیف دوازدهم عارف قزوینی (بلبل شوریده)

نوشته شده توسط

بلبل شوریده فغان می کند)2

شکوه به آشوب جهان می کند

دامن گل گشته ز دستش رها

ناله و فریاد و فغان می کند)2

جمعه, 09 فروردين 1392 15:58

تصنیف یازدهم عارف قزوینی (باد بهاری)

نوشته شده توسط

باد (فرح بخش)2 بهاری وزید بهاری وزید

پیراهن عصمت (جانم عصمت) گل بردرید جانم بردید

ناله جانسوز ز مرغ قفس

تا به گلستان رسید)2

جمعه, 09 فروردين 1392 15:56

تصنیف دهم عارف قزوینی (تصنیف شوستر)

نوشته شده توسط

 ننگ آن خانه که مهمان ز سر خوان برود (حبیبم)

جان نثارش کن و مگذار که مهمان برود (برود)

گر رود شوستر از ایران رود ایران بر باد (حبیبم)

ای جوانان مگذارید که ایران برود (برود)

نه قــدرت کــه بــا وی نـشـیـنم

نه طاقـــت کـــه جـــز وی بـبـینم

شده اســت آفــت عــقل و دیـنـم

ای دلارا! ســــــــرو بــــــــــــالا

صفحه1 از2