• آهنگ ها
  • نمایش موارد بر اساس برچسب: آواز دشتی
جمعه, 03 فروردين 1397 04:18

قطعه پوپک اثر فرامرز پایور

قطعه پوپک اثر فرامرز پایور

منتشرشده در آواز دشتی
پنج شنبه, 26 دی 1392 08:07

شب انتظار (شب به گلستان تنها)

شب به گلستان تنها، منتظرت بودم
باده ناکامی در، هجر تو پیمودم
منتظرت بودم، منتظرت بودم

منتشرشده در آواز دشتی
یکشنبه, 14 مهر 1392 06:53

آتشی در سینه دارم جاودانی

آتشی در سینه دارم جاودانی
عمر من مرگی است نامش زندگانی
رحمتی کن کز غمت جان می‌سپارم
بیش از این من طاقت هجران ندارم
منتشرشده در آواز دشتی
پنج شنبه, 09 خرداد 1392 18:40

بسته ی دام

چه شود گر فکنی بر من مسکين نگهی
تو مهی بر آسمانی و منم خار رهی
روی خويش از عاشقان جانا مکن هرگز نهان
نور ماه از آسمان تابد بر اطراف جهان

منتشرشده در آواز دشتی

گریه کن که گر)2 سیل خون گری ثمر ندارد

ناله ای که ناید ز نای دل اثر ندارد

هر کسی که نیست اهل دل ز دل خبر ندارد

دل ز دست غم مفر ندارد

منتشرشده در تصنیف های عارف

شانه بر زلف پریشان زده ای به به به

دست و بر منظرۀ جان زده ای به به به

آفتاب از چه طرف سر زده امروز که سر

بمن بی سرو سامان زده ای به به به

منتشرشده در تصنیف های عارف

گریه را به مستی بهانه کردم

شکوه هـا زدســت ، زمـانه کردم

آستین چو از دیـده بر گرفــتم

سیل خون به دامان ، روانه کردم

منتشرشده در تصنیف های عارف

 ننگ آن خانه که مهمان ز سر خوان برود (حبیبم)

جان نثارش کن و مگذار که مهمان برود (برود)

گر رود شوستر از ایران رود ایران بر باد (حبیبم)

ای جوانان مگذارید که ایران برود (برود)

منتشرشده در تصنیف های عارف

هنگام می و فصل گل گشت و

جانم گشت و خدا گشت و چمن شد

در بار بهاری تهی از زاغ و

جانم زاغ و خدا زاغ و زغن شد

منتشرشده در تصنیف های عارف
دوشنبه, 28 اسفند 1391 09:45

از خون جوانان وطن

هنگام می و فصل گل و گشتِ
 
( جانم ! گشتِ ، خدا!) گشت و چمن و شد
 
در باغ بهاری ، تهی از زاغ و
منتشرشده در آواز دشتی
صفحه1 از2