• تصنیف ها

تصنیف ها (174)

تصنیف های ایرانی زیبایی موسیقی ایرانی  را دو چندان میکند و سلیقه ایرانی را در هنر موسیقی شیواتر بیان میکند. هنرجوی سنتور پس از آموزه های ابتدایی و پایه ای لازم است بر نواختن این تصانیف نیز تمرین کند.

لازم بذکر است که اشعار این تصانیف در این وبسایت بصورتی که دقیقاً خواننده بیان کرده است نوشته شده است و تنها شعر آنها منتشر نشده بلکه طریقه ی تکرار و خواندن نیز بیان شده است .

با نظرات خود از این بخش حمایت کنید. با تشکر

دوشنبه, 28 اسفند 1391 10:21

افتخار همه آفاق

نوشته شده توسط

افتخار همه آفاقی تو منظور منی ، تو منظور منی

 شمع جمع همه عشاقُ به هر انجمنی ، به هرانجمنی

  سر زلف پریشان تو دلهای پریش

دوشنبه, 28 اسفند 1391 10:20

بماندیم و ما مستقل شد ارمنستان

نوشته شده توسط

بماندیم و ما مستقل شد ارمنستان

منستان شد ارمنستان شد ارمنستان

زبر دست شد زیر دست  زیردستان

ز دستان شد زیر دستان شد زیر دستان

دوشنبه, 28 اسفند 1391 10:18

دل شیدا

نوشته شده توسط

( تو دوری از برم )2 دل در برم نیست

( هوای دیگری )2 اندر سرم نیست

بــــه جـــــان دلـبـر کـز هــر دو عــالــم

تـــمــنای دگـر جـز دلــبرم نــیســـت

دوشنبه, 28 اسفند 1391 10:17

سلسله ی موی دوست

نوشته شده توسط

سلسله ی موی دوست)2

حلقه ی دام بلاست)2

هر که در این حلقه نیست)2

فارغ از این ماجراست)2

گر بزنندم به تیغ

دوشنبه, 28 اسفند 1391 10:15

مکن ای دوست

نوشته شده توسط

مکن ای دوست مکن)2

این همه بیداد مکن)2

مبر از یاد مرا)2

وز دگران یاد مکن)2

دوشنبه, 28 اسفند 1391 10:13

مولود نبی محبوب خداست

نوشته شده توسط

مولود نبی محبوب خداست

زین حسن ظهور عید فقراست

نازم به چنین بزمی که بپاست

به هم به صفا (سلطان و گداست)2

دوشنبه, 28 اسفند 1391 10:12

تصنیف ای کبوتر

نوشته شده توسط
ای کبوتر از آشیان کرانه کردی
 
بی سبب چرا ترک آشیانه کردی
 
یادی از رفیقان آشنا نکردی
 
زین مکان که با عاشقان پریدی
دوشنبه, 28 اسفند 1391 10:11

تصنیف ای پادشه خوبان

نوشته شده توسط

ای پادشه خوبان

داد از غم تنهایی

دل بی تو به جان آمد

وقت است و که باز آیی)3

دوشنبه, 28 اسفند 1391 10:09

بهار دلکش

نوشته شده توسط

بهار دلکش رسید و دل بجا نباشد

از اینکه دلبر دمی بفکر ما نباشد

در این بهار ای صنم بیا و آشتی کن

که جنگ و کین با من حزین روا نباشد

دوشنبه, 28 اسفند 1391 10:07

دل هوس سبزه و صحرا ندارد

نوشته شده توسط
دل هوس)2 سبزه و صحرا ندارد ندارد ندارد
 
میل به گل گشت و تماشا ندارد ندارد ندارد
 
دل سر همراهی با ما ندارد ندارد
 
خون شود این دل که شکیبا ندارد ندارد)2
دوشنبه, 28 اسفند 1391 10:03

دل بردی از من به یغما

نوشته شده توسط
(دل بردی از من به یغما)2
(ای ترک غارتگر من )2
 
(دیدی چه آوردی ای دوست )2
 
(از دست دل بر سر من )2
دوشنبه, 28 اسفند 1391 09:53

ز دست دیده و دل هر دو فریاد (تصنیف گیلکی)

نوشته شده توسط

ز دست دیده و دل هر دو فریاد

گیله دختر جان

که هر چه دیده بیند دل کند یاد

گیله دختر جان

 

دوشنبه, 28 اسفند 1391 09:51

سرو خجل

نوشته شده توسط

ای که پیش قامتت

سرو چمان خجل شده

خدا آخدا، یار

سوسن و گل به پیش تو

دوشنبه, 28 اسفند 1391 09:48

ما در خلوت به روی غیر و ببستیم

نوشته شده توسط
ما در خلوت به روی
 
ما در خلوت به روی غیر و ببستیم)2
 
از همه باز آمدیم و با تو نشستیم)2
 
هر چه نه پیوند یار)2
 
رو بود و بریدیم
دوشنبه, 28 اسفند 1391 09:45

از خون جوانان وطن

نوشته شده توسط
هنگام می و فصل گل و گشتِ
 
( جانم ! گشتِ ، خدا!) گشت و چمن و شد
 
در باغ بهاری ، تهی از زاغ و
دوشنبه, 28 اسفند 1391 09:40

اي يوسف خوش نام

نوشته شده توسط
اي يوسف خوش نام ما خوش مي روي بر بام ما
 
اي در شكسته جام ما اي بر دريده دام ما
 
 اي نور ما اي سور ما اي دولت منصور ما
 
جوشي بنه در شور ما تا مي شود انگور ما
 
جمعه, 01 فروردين 773 20:34

خواهند و مرا

نوشته شده توسط

خواهند و مرا از تو جدا دشمن و هم دوست

به به که چه شاه است و چه ماه است و چه نیکو

دل رفته ز کویت

آشفته چو مویت

ای یار جفا کرده و پیوند و بریده

این بود و وفا داری و عهد تو به دیده)2

دوشنبه, 28 اسفند 1391 09:36

داروگ

نوشته شده توسط
 
خشک آمد کشتگاه من
 
 در جوار کشت همسایه
 
 گرچه میگویند میگریند روی ساحل نزدیک
 
 سوگواران در میان سوگواران
دوشنبه, 28 اسفند 1391 09:33

شانه بر زلف پریشان

نوشته شده توسط
 
شانه بر زلف پریشان زده ای به به به
 
دست و بر منظرۀ جان زده ای به به به
 
آفتاب از چه طرف سر زده امروز که سر
 
بمن بی سرو سامان زده ای به به به
جمعه, 01 فروردين 773 20:34

گریه را به مستی بهانه کردم

نوشته شده توسط
گریه را به مستی بهانه کردم
 
شکوه هـا زدســت ، زمـانه کردم
 
آستین چو از دیـده بر گرفــتم
 
سیل خون به دامان ، روانه کردم
صفحه7 از9